نماد QuigaQuiga

TYPES

فرهنگ 128 حال‌وهوا

16 هسته با خلق‌وخو (آرام‌موج·موج‌خیز) و رنگ رابطه روی هم می‌افتند و 128 حال‌وهوا می‌سازند. همهٔ نام‌های زیر را خود Quiga ساخته و با زدن هر هسته، داستان آدم‌هایی که آن رنگ را گرفته‌اند باز می‌شود.

Quiga 128 با تکیه بر منابع گوناگون طراحی شده، اما سبک و سرگرم‌کننده ببینش. شخصیت آدم‌ها یک‌خطی نیست.

SERIES

رگهٔ آتش

رگه‌ای که صحنه را با جرقه‌های فکر روشن می‌کند؛ کنجکاوی را تا انتها می‌کاود و همیشه حرکتِ بعدی در ذهنش روشن است.

جزئیات خانوادهٔ رگهٔ آتش

مدیرکلِ گسترش بازیENTJ

اگر میان دو انتخاب باشی، معمولاً سراغ بزرگ‌ترش می‌روی و نتیجهٔ آن تصمیم را هم با نام خودت می‌پذیری.

  • فرمانده پیشتازی که اول پرچم را می‌کارداول انجام می‌دهد و جمع‌وجورش هم با اوست
  • صاحب‌بازی‌ای که بازی را باز می‌کند و می‌خندددلِ بزرگش عجله نمی‌شناسد
  • فرمانده راهبردیِ پیگیربرای پیدا کردن آخرین رخنه تا شب بیدار می‌ماند
  • هماهنگ‌کننده‌ای که بی‌سروصدا بازی را پیش می‌بردحرف کم است و حساب‌وکتاب تمام شده
کارخانهٔ جرقه‌های ایدهENTP

وقتی جمع به نتیجه رسیده، یک‌بار می‌گویی «اما اگر از طرف دیگر نگاه کنیم چه؟» و با همان لذت، ماجرا را دوباره باز می‌کنی.

  • موضوع‌پردازی که اول جرقه را می‌اندازددر پایان جلسه دوباره بازی را باز می‌کند
  • آزمایشگری که همه‌چیز را مثل شوخی پیش می‌بردحرف جدی را هم بامزه می‌کند
  • بحث‌کننده‌ای که جواب مخالفت‌ها را هم آماده داردنظرِ مخالف را از پیش آماده می‌آورد
  • رئیس کارخانهٔ فکرهای ناگهانی که بی‌سروصدا برمی‌گرداندبه حرفِ تمام‌شده یک خط تازه اضافه می‌کند
طراحِ تصویر بزرگINTJ

به‌جای دنبال‌کردن ترتیبی که دیگران چیده‌اند، معمولاً راه رسیدن به هدف را با معیار خودت دوباره طراحی می‌کنی و بعد حرکت می‌کنی.

  • مدیرکلی که اول نقشه را روی میز می‌گذارداز ترتیبی که دیگران چیده‌اند استفاده نمی‌کند
  • راهبردپردازی که با خونسردی همه‌چیز را حساب کردهعجله نمی‌کند، اما کار از پیش تمام شده
  • طراحی که حتی مسیر رفت‌وآمد را هم می‌چیندنقشه از رزرو جلوتر است
  • ذهن خلوت‌گزینی که بی‌صدا بازی را از نو می‌چیندساکت است و فقط نتیجه را می‌گذارد
رئیس آزمایشگاه فکرINTP

حتی وقتی نتیجه آماده است، اول به ذهنت می‌رسد «چرا این‌طور است؟» و بعد از کندن یک لایهٔ دیگر از دلیل‌ها، سرت را به نشانهٔ تأیید تکان می‌دهی.

  • جمع‌کنندهٔ علامت سؤال که اول شک می‌کندحتی بعد از نتیجه هم با «چرا» شروع می‌کند
  • پژوهشگر گوشه‌نشینی که عمیق می‌شودسحرگاه بهترین زمانِ کارکردنش است
  • گروه کالبدشکافی‌ای که تا مدرک را هم می‌کاودبرای سر تکان دادن باید یک لایهٔ دیگر کنار برود
  • رئیس آزمایشگاهی که بی‌سروصدا فرضیه را می‌چرخاندفقط در ذهنش صد بار آزمایش می‌کند

SERIES

رگهٔ غروب

رگه‌ای که جهان را با دمای دل رنگ می‌کند؛ در کنار آدم‌ها و معنا ژرف‌تر می‌شود و بافتِ احساس را زودتر از همه می‌بیند.

جزئیات خانوادهٔ رگهٔ غروب

رهبرِ دمای دل‌هاENFJ

اگر کسی را کم‌رمق ببینی، از چیدمان جمع شروع می‌کنی و نقشی برای سهم او در آن فضا جور می‌کنی.

  • گرداننده‌ای که اول فضا را گرم می‌کندپنج ثانیه سکوتِ معذب را تاب نمی‌آورد
  • همراهی که با دمای تو جور می‌شودحتی قدم‌هایش را با دیگران هماهنگ می‌کند
  • کارگردانی که حواسش به جای خالی هم هستاز چیدمان صندلی‌ها هم دوباره سر و سامان می‌دهد
  • کمک‌کارِ آرامی که فضا را گرم می‌کندبی‌آن‌که دیده شود، همه‌چیز را آماده کرده است
آتش‌بازیِ کنجکاویENFP

چیزی که همین الان به ذهنت رسیده را نمی‌توانی تنها بگذاری؛ همان روز کسی را همراه می‌کنی و با هم شروعش می‌کنید.

  • آغازگری که تا ایده می‌رسد شروع می‌کندهمان روز هر کسی را باشد با خود همراه می‌کند
  • انرژیِ بی‌پایانِ پرشورانرژی‌اش زودتر از خودش می‌رسد
  • پیشاهنگی که سرگرمی با خودش می‌آوردهمهٔ راه‌های خوش‌گذرانی را از پیش پیدا کرده است
  • نیروگاهِ خیال که تنها هم مدت‌ها ذوق داردحتی بی‌حرفیِ ذهنش جشن است
نگهبانِ فانوسِ دلINFJ

حتی حرفی را که کسی شش ماه پیش گذرا گفته، به هم وصل می‌کنی و حدس خودت را نگه می‌داری؛ تا وقتی که خودش نپرسیده، آن را بیرون نمی‌آوری.

  • فانوسی که زود می‌فهمد و پیش‌قدم می‌شودبا یک حالت چهره همه‌چیز را می‌خواند
  • دریای شب که بی‌حرف می‌تابدبا بودن در کنارت حرف می‌زند
  • ثبت‌کننده‌ای که حرف شش ماه پیش را هم به هم وصل می‌کندحرف‌های پراکنده را همه کنار هم می‌چیند
  • اسکنری که تا دلِ حرف را می‌خواندتا نپرسی، چیزی را بیرون نمی‌آورد
خیال‌پردازِ نرمINFP

در ظاهر با بیشتر چیزها کنار می‌آیی، اما در یک مورد که به معیار درونی‌ات گیر کند، آرام می‌ایستی و تکان نمی‌خوری.

  • یاغی‌ای که پای معیارش جلو می‌آیدتا جایی همراه می‌شود که یک‌باره دیگر نمی‌شود
  • مسافر خیال‌پردازی که روی ابرها می‌رودبه سمتی می‌رود که دلِ امروز می‌خواهد
  • گردآورنده جمله‌هایی که سلیقه‌اش را نگه می‌داردجمله‌های خوب را همه نگه می‌دارد
  • صاحب کشویی که مدت‌ها نگه می‌داردناگفته‌هایش از گفته‌هایش بیشتر است

SERIES

رگهٔ ریشه

رگه‌ای که با ریشه‌های استوار از روزمرگی نگهبانی می‌کند؛ با برنامه، روال و مراقبت، اطرافیان را قابل‌اتکا نگه می‌دارد.

جزئیات خانوادهٔ رگهٔ ریشه

سرگروه نظم‌دقیقESTJ

بیشتر از اینکه خودِ تصمیم باب میلت نباشد، ماندنِ همه‌چیز در بلاتکلیفی اذیتت می‌کند؛ برای همین ترجیح می‌دهی اول تصمیم را بگیری و خبرش را بدهی.

  • هماهنگ‌کننده‌ای که فوری تصمیم می‌گیرد و خبر می‌دهداز وضعیتِ بلاتکلیف بیش از همه بدش می‌آید
  • مدیری که بی‌عجله همه را سر جای خود می‌چیندعجول به نظر نمی‌رسد، اما همه‌چیز مرتب است
  • ناظری که اول معیارها را مشخص می‌کنداول شماره‌گذاری می‌کند، بعد آغاز می‌کند
  • کسی که بی‌صدا بساط را مرتب می‌کندبی‌هیچ حرفی همه‌چیز را به جای خودش برمی‌گرداند
میزبان جشن محلهESFJ

وقتی خبر یک دورهمی را می‌شنوی، پیش از اینکه به کارهایی که قرار است بکنید فکر کنی، می‌شماری چه کسانی می‌آیند؛ اگر حتی یک اسم جا مانده باشد، راحت از کنارش نمی‌گذری.

  • میزبانی که اول آدم‌ها را دعوت می‌کندبیش از این‌که چه می‌شود، برایش مهم است چه کسی می‌آید
  • همسایه‌مهربانی که بی‌عجله حواسش به همه هستکنارش که باشی، آسوده‌تر می‌شوی
  • هماهنگ‌کننده‌ای که اسم‌های غایب را می‌شماردجای آن آدم را خالی نگه می‌دارد
  • گروه جمع‌وجوری که بی‌صدا حواسش به همه هستبعد از پایان می‌ماند و جمع‌وجور می‌کند
استاد روتینISTJ

حتی اگر روش تازه خوب به نظر برسد، اول گزارش دفعهٔ قبل را باز می‌کنی؛ اگر آنجا روشی جواب داده باشد، ترجیح می‌دهی دوباره سراغ همان بروی.

  • مسئول اصولی که اول معیار را می‌گذاردروشی که جواب داده سریع‌ترین راه است
  • استاد روتینی که بی‌صدا کار را می‌چرخاندامروزِ شبیه دیروز را دوست دارد
  • مدیر بررسی‌گری که اول سراغ سوابق می‌روداول فایلِ دفعهٔ پیش را بیرون می‌آورد
  • نگهبانی که جای همیشگی‌اش را حفظ می‌کندبا تغییرها لحظه‌ای مکث می‌کند
نگهبان صندلی کناریISFJ

به‌جای ساختن چندین جمع، اول انتخاب می‌کنی تا آخر کنار همان یک نفری بمانی که امروز حال سختی دارد.

  • حامی‌ای که اول نزدیک می‌شود و کنارت می‌نشینداول از همه سراغ جایِ کنارِ آدمِ خسته می‌رود
  • سایه‌ای که تا آخر کنارت می‌ماندبی‌آن‌که بگوید می‌رود، همچنان آن‌جاست
  • گروه آماده‌سازی که از قبل حواسش به همه‌چیز هستحتی حساسیت‌ها را هم یادداشت می‌کند
  • کسی که بی‌صدا مدت‌ها در پشت‌صحنه می‌مانددر پاسخ تشکر فقط دست تکان می‌دهد

SERIES

رگهٔ باد

رگه‌ای که بر لحظهٔ اکنون سوار است؛ بدنش زودتر حرکت می‌کند و در صحنه بیش از همه می‌درخشد.

جزئیات خانوادهٔ رگهٔ باد

موج‌سوار بداههESTP

وقتی اوضاع عوض می‌شود، برنامه را بازنویسی می‌کنی؛ اما در عوض پا به همان موقعیت تازه می‌گذاری تا با تجربهٔ خودت بفهمی چه خبر است.

  • بازیکنی که وسط بازیِ عوض‌شده می‌پردبه جای بازنویسی نقشه، خودش می‌رود و می‌بیند
  • رهگذری که روی موج‌ها خوش می‌گذراندوقتی جریان عوض می‌شود، برایش جذاب‌تر است
  • پیشاهنگی که با دست خودش مطمئن می‌شوداول لمس می‌کند و بعد تصمیم می‌گیرد
  • رقابت‌جویی که بی‌صدا بازی را می‌خواندخودش را نشان نمی‌دهد و یک‌باره حرکت می‌کند
اهل صحنهESFP

همان لحظه که وارد اتاق می‌شوی، اول صورت‌ها را می‌خوانی و به سمت کسی می‌روی که از همه گرفته‌تر است تا فضا را بالا بکشی.

  • نقش‌اولی که از ورودش نگاه‌ها را می‌کشدبا قدم گذاشتنش دمای فضا بالا می‌رود
  • گرم‌کننده‌ی جمع که با حال‌وهوا پیش می‌روداول از همه آدم‌های خشک را با خود می‌برد
  • کارگردان صحنه‌ای که حواسش به تماشاگرها هم هستشوخی می‌کند و هم‌زمان همهٔ واکنش‌ها را می‌بیند
  • روحِ کم‌صدای جمع که می‌خنداندبا یک جمله هوای اتاق را عوض می‌کند
حل‌کننده با نوک انگشتISTP

حتی وقتی کسی هنوز توضیح می‌دهد، دستت درِ وسیله را باز کرده و دنبال جایی است که از تنظیم خارج شده تا لمسش کند و بفهمد.

  • مسئولِ حل مسئله‌ای که دستش از حرفش جلوتر استهنوز توضیح می‌دهند که درپوش را باز کرده است
  • دستی همه‌فن‌حریف که آرام‌آرام همه‌چیز را درست می‌کندعجله ندارد، اما کار تمام است
  • تعمیرکار دقیقی که تا علت بازش می‌کنداول می‌بیند کجا از هم‌راستایی خارج شده است
  • دستِ پنهانی که بی‌حرف کار را تمام می‌کندهمه‌چیز را انجام می‌دهد و چیزی نمی‌گوید
قدم‌زنِ احساسISFP

برای انتخاب قدم بعدی، به‌جای بازکردن برنامه‌ریز، مسیرت را به سمتی می‌چرخانی که امروز دست و چشمت بیشتر دوست داشته‌اند.

  • خوش‌سلیقه‌ای که سلیقه‌اش را جلو می‌گذارداگر چیزی به دلش بنشیند، عقب نمی‌کشد
  • رهروِ پیاده‌روی که با باد می‌رودبه سمتی می‌رود که چشمِ امروز می‌پسندد
  • گرداننده‌ی سلیقه‌ای که حتی بافت را هم انتخاب می‌کندبرای انتخاب یک چیز هم وقت می‌گذارد
  • چشمی که بی‌صدا چیزهای زیبا را پیدا می‌کندچیزی را می‌بیند که دیگران ندیده‌اند
حال‌وهوای من را از میان 128 مورد پیدا کنببین چگونه سنجیده می‌شودهمهٔ ۶۴ حال‌وهوا را دیدی — اما معلوم نشد کدام‌یکی بهتر بازی می‌کندبرو ببین

Quiga 128 یک آزمون سرگرمی مستقل است که از نام‌گذاری آشنای نوع‌های چهارحرفی الهام گرفته. با آزمون رسمی MBTI® یا نهادهای آن ارتباطی ندارد و برای داوری پزشکی یا روان‌شناختی نیست.

بازگشت